طریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طریدن . [ طَ دَ ] (مص ) ظاهراًبمعنی راهزنی کردن و دزدی و عیاری است : مر او را خود ز جنس خود رهاندی که شد طرار در ایمان طریدن . ناصرخسرو (دیوان ص ٣٦٦). و رجوع به تریدن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طریدن . [ طَ دَ ] (مص ) ظاهراًبمعنی راهزنی کردن و دزدی و عیاری است : مر او را خود ز جنس خود رهاندی که شد طرار در ایمان طریدن . ناصرخسرو (دیوان ص ٣٦٦). و رجوع به تریدن شود.