طرون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرون . [ طَ ] (اِخ ) از مشاهیر بلاد ارمنیةالصغری است . (نزهةالقلوب چ اروپا ص ٢٦٤). موضعی است به ارمینیه . (منتهی الارب ). جایگاهی است به ارمینیه که بحتری شاعر عرب نام آن را در این بیت خود که از قصیده ای که در مدیحه ٔ محمدبن یوسف سرود آورده است : و لا عز للاشراک من بعدما التقت علی السفح من علیا طرون عساکره . ◄ و نیز حصاری است بین بیت المقدس و رمله که آن حصار هم از فتوحات صلاح الدین ایوبی بسال ٥٨٣ هَ . ق . در تواریخ ثبت است . (معجم البلدان ج ٦ ص ٤٦).