طرود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرود. [ طُ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان مرکزی بخش فیروزکوه شهرستان دماوند در ٢٠٠٠٠ گزی خاور فیروزکوه و در ٥٠٠٠٠ گزی شمال راه شوسه ٔ فیروزکوه به سمنان . کوهستان سردسیر با ٦٩٠ تن سکنه . آب آن از چشمه سار و محصول آنجا غلات و بنشن و سیب زمینی و جزئی بیدستان و لبنیات . شغل اهالی زراعت و مکاری و گلیم و جاجیم بافی . راه آن مالرو است و تا نزدیکی آبادی ماشین میرود. مزرعه ٔ ارو و کلارخان جزء این ده است . در تابستان ایل سنگسری به حدود این ده می آیند. بین طرود و میرشکار معدن زغال سنگ وجود دارد. از آثار قدیم قلعه ٔ خرابه ٔ لاجوردی بین کلارخان و طرود واقع اخیراً به اجازه ٔ وزارت فرهنگ شروع به کاوش شده است . نام این قلعه در شاهنامه جائی که یزدگرد موقع عقب نشینی دستور نگاهداری چند قلعه را برای حفظ بنه میدهد برده شده است (دژ گنبدان و دژ چرمنه، دژ لاجوردی برای بنه ). قلعه ٔ خرابه ٔ آرو در شمال طرود و قلعه ٔ خرابه ای نیز در خود آبادی وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
طرود. [ طُ ] (اِخ ) دهستانی است از بخش مرکزی شهرستان شاهرود. این دهستان تقریباً در ١٥٠هزارگزی جنوب باختری شاهرودو ١٠٠هزارگزی جنوب خاوری دامغان در حاشیه ٔ دشت کویرواقع شده . هوای آن زمستان معتدل و تابستان گرم . آب قرای آن از قنوات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن ارزن و جو و ذرت و شلغم و مختصر گندم و صیفی است . این دهستان از ٨ آبادی و چندین مزرعه تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٣٥٠٠ تن است . مرکز دهستان قریه ٔ طرود میباشد. قراء مهم آن عبارتند از بیدستان و سطوه . راه دهستان مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
طرود. [ طُ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان طرود بخش مرکزی شهرستان شاهرود در ١٠٢هزارگزی جنوب شاهرود. دشت کویر، تابستان گرم، زمستان معتدل . سکنه ٔ آن در حدود ٢٠٠٠ تن است . آب آن از قنات مهم کمی لب شور. محصول آن جو، ارزن، مختصر گندم و پنبه و شلغم، خربزه و هندوانه . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . مزارع چشمه سفید، تنگ قلی، مهابیا، سعدا، شش بالا وسط و پائین، صحن، گرگاب، انجیرود، مرزه، دله، چاه موش (مسی ) درویش سالاران، علیخان، قنوره، اورگاره، بجارآباد، دره دائی جزء قصبه ٔ طرود است . دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).