طرنگاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرنگاد. [ طُ رُ ] (از لاتینی، اِ) این لفظ از کلمه ٔ درنگاریس لاتینی اخذ شده و آن عبارت است از رتبه ای که بطریقها به جانشینان خود اعطا کنند.صاحب بیان الادیان ذیل فرقه ٔ «الملکائیة» یکی از فِرَق مسیحیان آورده : ترتیب ایشان در دین و حرب، محتشم ترین ایشان بطریق باشند... و قیصر را... دوازده بطریق باشد... طرنگاد، از دست بطریق باشد، و او را فسطیار نیز گویند و هزار مرد فرمان بردارش باشد. (بیان الادیان صص ١٥ - ١٦). و رجوع به حواشی بیان الادیان ص ٥٨ شود.