طرسوسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(طَ)<BR>۱- (ص نسب.) منسوب به شهر طرسوس (شهری قدیمی در آسیای صغیر).<BR>۲- تقسیم شدنی.<BR>۳- (حامص.) تقسیم شدن، تکه تکه شدن (می گویند شهر طرسوس مرز اسلام و کفر بوده و مسلمانان غنایم را در آن تقسیم میکردهاند).<br>
فرهنگ فارسی معین
(طَ) ۱- (ص نسب.) منسوب به شهر طرسوس (شهری قدیمی در آسیای صغیر). ۲- تقسیم شدنی. ۳- (حامص.) تقسیم شدن، تکه تکه شدن (می گویند شهر طرسوس مرز اسلام و کفر بوده و مسلمانان غنایم را در آن تقسیم میکردهاند).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرسوسی . [ طَ رَ / طَ ] (ص نسبی ) منسوب به شهر طرسوس است که از شهرهای مرزی شام است . (سمعانی ).
طرسوسی . [ طَ رَ / طَ ] (اِخ ) او راست : کشف القناع عن مسألةالسماع . السراج الوهاج . ردالنصاری . (کشف الظنون ).
طرسوسی . [ طَ رَ / طَ ] (اِخ ) ابراهیم بن عمادالدین حنفی . بسال ١٣٤٥ م . در دمشق سمت قضاء حنفی را داشته است و در حدود ١٣٥٦ م . درگذشته . او راست : انفعالوسائل الی تحریرالمسائل در فروع که نسخه ٔ خطی آن در استنبول موجود است . (اعلام المنجد).