طراز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(طِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)<BR>۱- هموار کردن، هم سطح کردن.<BR>۲- نقش و نگار زدن بر جامه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(طِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) ۱- هموار کردن، هم سطح کردن. ۲- نقش و نگار زدن بر جامه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طراز کردن . [ طِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هموار کردن . برابر کردن . مسطح کردن . ♦ طراز کردن جامه ؛ نقش و علم کردن . (مجمل اللغة): تطریز؛ طراز کردن جامه . (دهار).