طراحی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طراحی کردن . [طَرْ را ک َ دَ ] (مص مرکب ) نقشه ریختن . طرح کردن .
فرهنگ طیفی واژهدان
اتود کردن، الگو کشیدن، ترسیم کردن، گراور ساختن کلیات (چارچوب) را مشخص کردن، رئوسرا ترسیم کردن (مشخص کردن)، حدرا مشخص کردن، قاب کردن