طرآن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طرآن . [ طُرْ ] (ع اِ) راه و کار منکر و بد. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طرآن . [ طُرْ ] (اِخ ) کوهی است که کبوتر بسیار در آنجا باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و منظور از حمام الطرآنی، کبوتر منسوب بدان کوه است . ابوحاتم گفته که عامه ٔ مردم طرانی راطورانی تلفظ میکنند و آن ناصواب است از ابوحاتم پرسیدند که منظور ذوالرمة از طوریون در این بیت چیست : اعاریب طوریون عن کل قریة یحیدون عنها من حذارالمقادر. ابوحاتم گفت : از ماده ٔ طرء نیست، چه اگر از آن ماده بودی، بایستی طرئیون گفتی، پرسیدند: پس معنی آن چه باشد، گفت : مراد ذوالرمه آن بوده است که بفهماند تازیان بدوی از تازیان بلاد طور یعنی خطه ٔ شام بوده اند، چنانکه عجاج رجزسرای معروف گفته : دانی جناحیه من الطور فمر. اراد انه جاء من الشام . (معجم البلدان ).