طاهر مشهدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاهر مشهدی . [ هَِ رِ م َ هََ ] (اِخ ) میرزا محمدطاهر مشهور به وزیرخان برادر میرزا محمدرفیعبن محمد مشهدی، متخلص به باذل متوفی به سال ١١٢٤ یا ١١٢٣ هَ . ق . رجوع به الذریعه ج ٧ ص ٩١ شود.
طاهر مشهدی . [ هَِ رِم َ هََ ] (اِخ ) در مشهد مقدس رضوی به عطاری مشغول بوده، گویند در عهد شباب به عالم بقا رفت . از اوست : از فریب باغبان غافل مباش ای عندلیب پیش از این من هم درین باغ آشیانی داشتم . (آتشکده ص ٧٦) (قاموس الاعلام ج ٤). صاحب تذکره ٔ نصرآبادی آرد: ...از شاگردان امتی تربتی است ... از اشعارش اوست : ز بس دورنگی مردم به یکدگر دیدم تسلیم ز شب و روز خود که یکرنگ است . از بس فریب مغلطه خوردیم از سراب لب تشنه در کناره ٔ زمزم گداختیم . ز دیده ام همه عالم پرآب و من لب خشک فرات عالمم و کربلای خویشتنم ... سالها خاکستر مجنون و خاک کوهکن جمع میکردند تا رنگ دل ما ریختند. تمام عمر صرف گریه کردم وز نم اشکی نه گل در باغ و نه خاری به هامون پرورش دادم . (تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٠٥).