طاهر علوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاهر علوی . [هَِ رِ ع َ ل َ ] (اِخ ) معروف به میرزا طاهر علوی . درتذکره ٔ نصرآبادی شرح حال وی بدینسان آمده است : جوان قابل صالحی است . در تحصیل سعی کرد. شعرش این است : امشبم چون شیشه ٔ می دل ز تنهائی پر است همچو ساغر همدمی کو تا دلی خالی کنم . (تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٧٤).