طامح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طامح . [ م ِ ] (ع ص ) زن که بی اجازت شوی در اهل خود رود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن نافرمان . سرکش . (غیاث اللغات ). ◄ زن نگرنده بسوی مردان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ♦ اِمراة طامح یا امراة طماحة؛ زن که بشهوت به مردان نگرد. زن چشم چران . ◄ بلند از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). عالی .