طامح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- زن نافرمان.<BR>۲- زن چشم چران.<BR>۳- خوب و عالی از هر چیز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) [ ع. ] (ص.) ۱- زن نافرمان. ۲- زن چشم چران. ۳- خوب و عالی از هر چیز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طامح . [ م ِ ] (ع ص ) زن که بی اجازت شوی در اهل خود رود. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن نافرمان . سرکش . (غیاث اللغات ). ◄ زن نگرنده بسوی مردان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ♦ اِمراة طامح یا امراة طماحة؛ زن که بشهوت به مردان نگرد. زن چشم چران . ◄ بلند از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). عالی .
مترادف و متضاد واژهدان
سرکش، نافرمان چشمچران