طالق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طالق . [ ل ِ ] (ع ص ) زن رها شده از قید نکاح . (منتهی الارب ). زن طلاق داده . طلاق گرفته . مُطلّقه . زن ِ آزاد شده از بندِ زوجیت . ◄ صاحب رهائی . رَها. (غیاث اللغات ). یَله . آزاد. ◄ طلاق گوینده . طلاق دهنده . ج، طُلَّق . ◄ ناقةٌ طالق ؛ ناقه ٔ بی مهار بر سر خود گذاشته . (منتهی الارب ). لازمام علیها. (مهذب الاسماء). ماده شتری که رها کرده اند تا هر جای خواهد چَرَد. ◄ نَعجةٌ طاِلق ٌ؛ میش بر سر خود گذاشته . میشی که رها کرده اند تا هر جای خواهدچرد. ◄ ناقه ٔ متوجه به طرف ِ آب . (منتهی الارب ). اشتری روی به آبشخور نهاده . (مهذب الاسماء).