طاقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاقی . (ص نسبی ) منسوب به طاق . رجوع به طاق شود. ◄ (اِ) نوعی از کلاه باشد. (برهان ) (غیاث اللغات ). کلاه که به صورت طاق سازند. طاقین . طاقیه : نامد درست طاقی گردون بفرق فقر کشکول تا مگر بسرش باژگون کنند. ارادتخان واضح (از آنندراج ).
طاقی . (اِخ ) یکی از ممالک هند. (اخبارالصین والهند ص ٤).