طاقنما بستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاقنما بستن . [ ن ُ / ن ِ / ن َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) از آنچه افزارو اسباب آرایش باشد بصورت طاق کردن . ◄ طاق را از گونه های مختلف آلات و ادوات زینت دادن . بویژه از اقسام بلورینه و ظروف آبگینه و چراغ و غیره . ◄ در اطراف تکایا و حسینیه ها جاهائی چون طاقی زینت کردن از قالی و چراغ و سلاحهای قدیم چون شمشیر و سپر و غیره که مخصوصاً در عاشورا معمول دارند.