طاقباز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاقباز. (ص مرکب، ق مرکب ) سِتان . طاقواز. ♦ طاقباز خوابیدن یا طاقواز افتادن یا طاقواز خفتن ؛ در تداول عامه سِتان خفتن . بر قفا خفتن . بر پشت خوابیدن . استلقاء. چارطاق خوابیدن در تداول عامه . ♦ طاقباز کردن یاگذاشتن در ؛ آن را بالتمام باز گذاشتن .