طاعتدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) مطیع، فرمانبردار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) مطیع، فرمانبردار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
طاعتدار. [ ع َ ] (ص مرکب ) مطیع. حاضرفرمان : پسر را بدرگاه عالی فرستد وبنده و طاعتدار باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٩٩).