ضمایر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ضَ یِ) [ ع. ضمائر ] (اِ.) جِ ضمیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ضَ یِ) [ ع. ضمائر ] (اِ.) جِ ضمیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضمایر. [ ض َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ ضمیر. رجوع به ضمیر شود. ◄ دلها: وحشت ملک و هیبت پادشاهی در ضمایر دوستان و دشمنان قرار گرفت . (کلیله و دمنه ). و در معرض تسوف پیش ضمایر آید. (کلیله و دمنه ). و هم از اثر شقاوت به بدنامی و اسم اِلحاد بر خود راضی شدند و بضمایرمسلمان بودند. (جهانگشای جوینی ). ◄ (اصطلاح دستور زبان ) مقابل اسم ظاهر. رجوع به ضمیر شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی