ضدیت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ض دُ یَُ) [ ع. ضدیة ] (اِمص.)<BR>۱- ضد هم بودن، مخالف هم بودن.<BR>۲- دشمنی، ناسازگاری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ض دُ یَُ) [ ع. ضدیه ] (اِمص.) ۱- ضد هم بودن، مخالف هم بودن. ۲- دشمنی، ناسازگاری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضدیت .[ ض ِدْ دی ی َ ] (ع مص جعلی، اِمص ) مخالفت . عداوت .
مترادف و متضاد واژهدان
اختلاف، تضاد، تناقض، مباینت، مخالفت، مغایرت خصومت، دشمنی، عناد، معاندت، ناسازگاری، نقاضت (متضاد: موافقت، مرافقت)
فرهنگ طیفی واژهدان
مخالفت، تقابل، تباین، معارضه، مقابله، خصومت، عناد، دشمنی کشمکش، تضاد، زدوخورد، برخورد، تنش، اصطکاک، لجاج، اختلاف، مناقشه عدم همکاری، اکراه ناسازگاری، بیزاری، تنفر، بیمیلی تمرد، سرکشی، سرپیچی، خودرایی، خودسری، سرسختی رد، نقض، اعتراض، ابطال، تکذیب، نفی، انکار، تقبیح چالش، اعلان جنگ، موضعگیری، ایستادگی نقض، تخلف، آشوبگری، معارضت کنارهگیری، نظر مخالف، باد مخالف، منع رقیب، هوو، رقابت، ستیز حزب مخالف، اپوزیسیون، مخالفین گروه زیرزمینی، عاصی تناقض، مغایرت
واژگان فارسی سره واژهدان
ناسازگاری، دشمنی