فرهنگ لغت

ضدوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ضدوان . [ ض َ دَ ] (اِخ ) کوهی است . ابن مقبل گوید : فصبّحْن َ من ماء الوحیدین نقرة بمیزان رعم اذ بدا ضدوان . ابن المعلی از خالد آرد که ... صدوان (به صاد مهمله ) دو کوهند. (معجم البلدان ). ضَدَوان دو کوهست، ضَدَیان بالیاء مثله . (منتهی الارب ).

معنی ضدوان | فرهنگ لغت