ضحل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ضحل . [ ض َ ] (ع مص ) فرورفتن آب : ضَحَل الماء؛ فرورفت آب . ◄ تُنُک گردیدن . ◄ کمیاب شدن . (منتهی الارب ): ضَحَلَت ِ الغُدرُ؛ کم شد آب آبگیرها. (منتهی الارب ).
ضحل . [ ض َ ] (ع ص، اِ) آب اندک بی عمق . (منتهی الارب ). آب اندک . (منتخب اللغات ). ج، اَضحال، ضُحول، ضِحال .