فرهنگ لغت

ضج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ضج . [ ض َج ج ] (ع مص ) بانگ و فریاد کردن . بانگ کردن . (زوزنی ). آواز کردن و نالیدن و فریاد کردن ازبیم، یا عام است . (آنندراج ). ضجیج . (منتهی الارب ).

معنی ضج | فرهنگ لغت