صیدنانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صیدنانی . [ ص َ دَ ] (ص نسبی ) منسوب به صیدنان . صیدلانی . پیلور. (منتهی الارب ) (تفلیسی ). ◄ حشایشی . گیاه شناس . ج، صیادنة. رجوع به صیدلان شود. ◄ (اِ) جانوری که در زمین خانه سازد و ناپدید کند. (منتهی الارب ).
صیدنانی . [ ص َ دَ ] (اِخ ) عبداﷲبن الحسن الحاسب المنجم . او راست : کتاب شرح کتاب محمدبن موسی الخوارزمی در جبر. کتاب شرح کتاب محمدبن موسی در جمع و تفریق . کتاب فی صنوف الضرب و القسمة. (الفهرست ابن الندیم ص ٣٩٠).