صک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- چک، برات.<BR>۲- نامه، قباله ؛ ج. اصک، صکوک، صکاک. ؛لیلة ~ الف - شب برات، شب نیمة شعبان. ب - نوشتن چک را.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ) [ معر. ] (اِ.) ۱- چک، برات. ۲- نامه، قباله ؛ ج. اصک، صکوک، صکاک. ؛لیله ~ الف - شب برات، شب نیمه شعبان. ب - نوشتن چک را.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صک . [ ص َک ک ] (ع اِ) چک . ج، اصک . صکوک . صکاک . (منتهی الارب ). نامه . قباله . (غیاث اللغات ) (زمخشری ). چک . (دهار). ♦ لیلة صک ؛ شب برات یعنی شب نیمه ٔ شعبان . (مهذب الاسماء). ◄ (مص ) سخت زدن چیزی را و کوفتن . (منتهی الارب ). کوفتن و زدن . (غیاث اللغات ). زدن . (تاج المصادر بیهقی ). جنگ کردن و کوفتن . (مصادر زوزنی ). زدن . کوفتن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ فراز کردن در را. (منتهی الارب ). صککت الباب ؛ ای اطبقته . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ نبشتن چک را. (منتهی الارب ).