صورت نشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت نشین . [ رَ ن ِ ] (نف مرکب ) مصور. مجسم : عشق را در عالَم اجسام مجنون نام کرد حسن را صورت نشین کرده ست و لیلی ساخته . واله هروی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت نشین . [ رَ ن ِ ] (نف مرکب ) مصور. مجسم : عشق را در عالَم اجسام مجنون نام کرد حسن را صورت نشین کرده ست و لیلی ساخته . واله هروی (از آنندراج ).