صورت بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت بین . [ رَ ] (نف مرکب ) بیننده ٔ صورت . آنکه ظاهر را نگرد. آنکه معنی را درنیابد یا بدان توجه نکند. مقابل معنی بین . قشری : آنچه با صورت پرستان هری کردی عیان هیچ صورت بین ندارد ز آن معانی جز خبر. سنایی . هرکه ماه ختن و سرو روانت گوید او هنوز از قد و بالای تو صورت بین است . سعدی . بود دائم چون زبان خامه حرف ما یکی گرچه پیش چشم صورت بین دوتا بودیم ما. صائب .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی