صورت انگیختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت انگیختن . [ رَ اَ ت َ ] (مص مرکب ) صورت آفریدن . ابداع . نقش بستن . نقاشی کردن : فکرت من در تو نیست در قلم قدر توست کو بتواند چنین صورتی انگیختن . ؟ رجوع به صورت، صورت آفرین و صورت آرا شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت انگیختن . [ رَ اَ ت َ ] (مص مرکب ) صورت آفریدن . ابداع . نقش بستن . نقاشی کردن : فکرت من در تو نیست در قلم قدر توست کو بتواند چنین صورتی انگیختن . ؟ رجوع به صورت، صورت آفرین و صورت آرا شود.