صورت احوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صورت احوال . [ رَ ت ِ اَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) محضر و قباله که برای اثبات دعوی به مُهر و دستخط ثقات مرتب سازند. (از آنندراج ) : آنجا که جلوه ٔ تو ز رخ پرده افکند رنگ از عذارصورت احوال می پرد. تأثیر (از آنندراج ).