صواح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صواح . [ ص ُ ] (ع اِ) گچ . ◄ خوی (عرق ) اسب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء). ◄ شیری که آب بر آن غالب شده باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ پشته ٔ بلند از زمین . (منتهی الارب ). ◄ الرخوة من الارض . (اقرب الموارد). ◄ شکوفه ٔ خرما. (منتهی الارب ). شکوفه ٔ خرما آنگاه که خشک شود و بپراکند. (اقرب الموارد).