صنهاجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صنهاجی . [ ص ُ ] (اِخ ) تمیم بن معزبن بادیس صنهاجی از پادشاهان صنهاجیه ٔ افریقا است، وی بسال ٤٢٢ هَ . ق . در منصوریه (افریقا) تولد یافت و بسال ٤٤٥ از جانب پدر به ولایت مهدیه رسید و بسال ٤٥٤ پس از مرگ پدر ولایت یافت . تمیم فتنه های برخاسته را بنشاند و شهرهائی را که از پدرش گرفته بودند بازستد. وی به ادب عنایتی داشت و شعر نیکو می گفت و مدت ٤٦ سال و ده ماه پادشاهی کرد و بسال ٥٠١ هَ . ق . درگذشت . (الاعلام زرکلی ص ١٦٦).
صنهاجی . [ ص ُ ] (ص نسبی ) نسبت است به صنهاجة که قبیله ای است از حمیر. (الانساب سمعانی ).
صنهاجی . [ ص ُ ] (اِخ ) بادیس بن منصوربن بلکین بن زیری صنهاجی حمیری . صاحب افریقا از ملوک صنهاجیه تونس است . وی بسال ٣٧٤ هَ . ق . متولد شد و بسال ٣٨٦ پس از مرگ پدر ولایت یافت و در سردانیه اقامت جست و فرمان القائم بامر اﷲ فاطمی بدو رسید و در روزگار او خویشان وی فتنه ها بپا کردند، لیکن او بر آنان دست یافت و بسال ٤٠٦ هَ . ق . به فجاءة درگذشت . (الاعلام زرکلی ص ١٣٧).