صنف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص) [ ع. ] (اِ.) رسته. ج. اصناف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص) [ ع. ] (اِ.) رسته. ج. اصناف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صنف . [ ص َ ] (اِخ ) موضعی است در بلاد هند یا چین که عود صنفی بدان منسوب است . (از معجم البلدان ). رجوع به حدود العالم ص ٤١ و اخبار الصین و الهند ص ٩ شود.
صنف . [ ص ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ اصنف . (منتهی الارب ).
صنف . [ ص َ ] (ع اِ) نوع .گونه . ج، اصناف . (منتهی الارب ). رجوع به صِنف شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جنس، نوع رسته، سنخ، طبقه، فرقه، قسم پیشه، حرفه دسته، رده، کلاس، گونه
واژگان فارسی سره واژهدان
گروه، رشته، رسته، بخش