صندید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص) [ ع. ] (اِ. ص.)<BR>۱- مرد بزرگ.<BR>۲- دلاور. ج. صنادید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص) [ ع. ] (اِ. ص.) ۱- مرد بزرگ. ۲- دلاور. ج. صنادید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صندید. [ ص ِ ] (ع ص، اِ) مهتر دلاور. ج، صنادید. ◄ چیره . غالب . ◄ باد تند. ◄ سرمای سخت . ◄ باران بزرگ قطره . ◄ جماعت لشکر. ◄ یوم حامی الصنادید؛ روز سخت گرم . (منتهی الارب ).