صندوق پیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صندوق پیل . [ ص َ ق ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) هودج پیل که بر آن نشینند. (آنندراج ). برجی که بر پشت پیل نهند. (ولف ذیل کلمه ٔ صندوق ). محفظه مانندی که در جنگها بر پشت پیل نهند و در آن نشینند و بدشمن حمله برند : به یک سو کشیدند صندوق پیل جهان شد بکردار دریای نیل . فردوسی . ز صندوق پیلان بباریدتیر برآمد خروشیدن داروگیر. فردوسی . اکلیلهای پیلان از گوهر است و لؤلؤ صندوق پیلبانان از صندل و قماری . منوچهری . به بتکده در بت را خزینه ای کردند در آن خزینه بصندوقهای پیل گهر. فرخی . جهان شد ز صندوق پیلان جنگ پر از آتش انداز و تیر و خدنگ . اسدی (گرشاسب نامه ). بعزمی که بر فتح گشتی دلیل شد از خانه ٔ زین بصندوق پیل . امیرخسرو.