فرهنگ لغت

صمیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

صمیان .[ ص َ م َ ] (ع ص ) مرد دلاور راست حمله . دلیر. (مهذب الاسماء). ◄ رسا و ماهر در امور. ◄ (مص ) برجای مردن . ◄ برجستن . ◄ شتاب کردن . ◄ فرودآمدن کسی را کاری . ◄ ما صماک علیه ؛ کدام چیز برداشته است تورا بر وی . ◄ برانگیختن . (منتهی الارب ).

معنی صمیان | فرهنگ لغت