صمادح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صمادح . [ ص ُ دِ ] (ع ص، اِ) خالص از هر چیزی . ◄ روزگرم و سخت . (منتهی الارب ). رجوع به صُمادِحی ّ شود.
صمادح . [ ص ُ دِ ] (اِخ ) التجیبی . از بنی تحبیب و جد خاندان صمادحی است که فرزندان او در مریه ٔ اندلس به هنگام ملوک الطوائف ملکی داشتند. (الاعلام زرکلی ص ٤٣٥).