صل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صل . [ ص ُل ل ] (ع ص )برگردیده بو ومزه از گوشت و جز آن . (منتهی الارب ).
صل . [ ص َل ل ] (ع ص ) صاف و روشن کردن شراب را. ◄ جدا کردن حبه را از خاک به ریختن آب . ◄ رسیدن حادثه و بلا کسی را. (منتهی الارب ).
صل . [ ص َ / ص ِ ل ل ] (ع ص، اِ) باران فراخ . ◄ باران کم و پریشان، ضد است . ◄ آواز آمین .