صلیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صلیان . [ ص ِل ْ لیا ] (ع اِ) از گیاهانی است که در قدیم و امروز نزد عرب پسندیده بوده و هست برخی پنداشته اند از گیاهان بلاد ما نیست، و این قول بر اساسی نیست . نبات آن نبات زرع و ساقهای آن نیز چنین است . گلهای آن خوشه مانند است بسان نی های خرد و خوشه های فراوان دارد. چون خوشه ها برشد خود رسدگسترده و سپید شود و فراوان گردد، و او را دانه ای باریک است مایل بزردی . شیره ٔ برگ این نبات را در چشم کشند، سپیدی چشم را نافع بود. (مفردات ابن بیطار).
صلیان . [ ص ِ لی یا ] (ع اِ) گیاهی است دشتی . (منتهی الارب ) : و وجدت بها صلالاً من الربیع من خضمة خمط و صلیان ... (البیان و التبیین چ ١٣٥١ ج ٢ ص ١٢٩ هَ . ق .). قال ای شی ترتعی الابل ؟ قالوا نصیاً و صلیاناً. (البیان و التبیین ج ٢ ص ١٣٢).