صلود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صلود. [ ص ُ ] (ع مص ) آواز دادن چقماق و آتش ندادن . (منتهی الارب ). کندشدن آتش زنه . (تاج المصادر بیهقی ). بیرون نامدن آتش آتش زنه . (مصادر زوزنی ). ◄ بخیل گردیدن . (منتهی الارب ). ندادن چیزی سائل را. (اقرب الموارد).
صلود. [ ص َ ] (ع ص ) اسب خوی ناکننده . (منتهی الارب ). اسب بی خوی . اسب که خوی نیاورد. (مهذب الاسماء). ◄ دیگ دیربجوش آینده . ◄ ناقه ٔ کم شیر درشت پوست پستان . ◄ بر کوه برآینده از بیم . (منتهی الارب ).