صلنقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صلنقع. [ ص َ ل َ ق َ ] (ع ص ) سرکش . سرکشی غیر منقاد. (منتهی الارب ). الشدید الشکیمة. (اقرب الموارد). ◄ ظریف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
صلنقع. [ ص َ ل َ ق َ ] (ع ص ) صوت صلنقع؛ بانگ و فریاد سخت . (منتهی الارب ). ♦ رجل صلنقع ؛ مرد رسا دلاور و توانا. (منتهی الارب ). ♦ طریق صلنقع بلنقع ؛ راه روشن و پیدا. (منتهی الارب ).