صلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ ع. ] (اِمص.)<BR>۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی).<BR>۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ ع. ] (اِمص.)<BR>۱- بریدگی، قطع (گوش و بینی).<BR>۲- در علم عروض اسقاط وتد مفعولات است، «مفمو» بماند. «فع لن» به جای آن بنهند و فع لن چون از مفعولات خیزد، آن را «اصلم» خوانند.<br>