صلفحاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صلفحاد. [ ] (اِخ ) (بکر) یکی از اجداد منسی است که در دشت فوت کرده جز چند دختر از او باقی نماند، علیهذا امر شد که همان دختران وارث او شوند. در صورتی که خود را به خارج از سبط خود تزویج ننمایند (سفر اعداد ٢٦:٣٣، ٢٧، ١، ٧ و ٣٦:٢، ٦، ١٠، ١١؛ صحیفه ٔ یوشع١٧:٣؛ اول تواریخ ایام ٧:١٥). (قاموس کتاب مقدس ).