صلاح الدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صلاح الدین . [ ص َ حُدْ دی ] (اِخ ) اربلی احمدبن عبدالسید. مکنی به ابوالعباس یکی از مشاهیر شعرا و ادبا و از خاندانهای بزرگ اربل است و به سال ٥٧٢ تولد یافت و حاجب ملک معظم مظفرالدین بن زین الدین صاحب اربل گشت سپس مغضوب گردید و بزندان افتاد. پس از رهائی به سال ٦٠٣ بهمراهی ملک قاهر بهاءالدین به شام رفت و بخدمت برادر او ملک مغیث بن ملک عادل درآمد و هنگام وفات وی به مصر منتقل شد و مورد توجه بسیار ملک کامل گشت و به سال ٦١٨ مغضوب درگاه گردید و در قاهره بزندان افتاد و به سال ٦٢٣ پس از پنج سال زندانی بودن بوسیله ٔ بیتی که بزبان نوازنده ای سروده شد رهائی یافت و دوباره به اوج اقبال و بجاه و جلال پیشین نایل گردید و در سفری که ملک کامل به روم کرد ملتزم رکاب بود ولی در لشکرگاه بیمار گشته و در اثنای عزیمت به رها، در بیرون شهر رها درگذشت . (قاموس الاعلام ترکی ).
صلاح الدین . [ ص َ حُدْ دی ] (اِخ ) ایوبی ملک ناصریوسف بن ایوب شادی مکنی به ابوالمظفر. وی مؤسس دولت ایوبیان است که در مصر و شام و حجاز و یمن حکمرانی داشتند و بشعب زیاد منقسم شدند و بقبیله ٔ بزرگ روادیه منسوب بودند. مسقط رأس آباء و اجداد وی قصبه ٔ دوین واقع در جهت اران از آذربایجان است . شادی جد صلاح الدین با دو پسر خود نجم الدین ایوب و اسدالدین شیرکوه از آن قریه به بغداد و از آنجا به تکریت رفت و در تکریت درگذشت . پسران او بخدمت مجاهدالدین بهروز که از جانب سلطان مسعود سلجوقی شحنه ٔ عراق بود داخل شدند، و حفاظت تکریت بعهده ٔ برادر بزرگ نجم الدین واگذار شد. در خلال این احوال عمادالدین زنگی حاکم موصل از تکریت گذشت . نجم الدین هنگام عبور او از دجله کمکهائی به وی کرد و در اثر این حسن خدمت زنگی وی را به معیت خویش برد و پس از فتح بعلبک حفاظت آن را بعهده ٔ وی واگذارد. بعد از وفات عمادالدین زنگی دو برادر درخدمت پسر او نورالدین محمود باقی ماندند. صلاح الدین یوسف به سال ٥٣٢ هجری در تکریت متولد شد، پدر وی او را در بعلبک و دمشق تربیت کرد و او در جنگهای صلیبی دلیری و دلاوری زیاده از حد نشان داد. به سال ٥٥٨ در معیت عم خود اسدالدین شیرکوه به مصر رفت و در سالهای ٥٦٢ و ٥٦٤ برای بهم زدن اتفاق شاور وزیر مصر با اهل صلیب دو بار به مصر سفر کرد. در سفر سوم عموی وی اسدالدین شیرکوه بجای شاور وزارت العاضدلدین اﷲ خلیفه ٔ اخیر فاطمیان را یافت . صلاح الدین نیز بدرجه ٔ پیشکاری و معاونی نایل شد و در همان سال اسدالدین درگذشت و صلاح الدین جانشین وی گردید و علما و ادبای کشور را بسوی خویش جلب کرد و مردم را طرفدار و هواخواه خود نمود. و بر مکنت و قدرتش افزوده گشت . به سال ٥٥٧ العاضدلدین اﷲ وفات یافت و صلاح الدین جای او را اشغال کرد یعنی ملک مصر گردید و رسم خطبه خوانی بنام فاطمیان را منسوخ و بنام المستضی ٔبنوراﷲ خلیفه ٔ عباسی معمول ساخت و بجای مذهب تشیع مذهب تسنن و طریقه ٔ شافعی را رسمیت داد. صلاح الدین بحسب ظاهر تابع نورالدین بن عمادالدین زنگی صاحب شام و حلب بود ولی در حقیقت استقلال داشت سپس به سال ٥٦٩ نورالدین زنگی درگذشت و چون وی بلاعقب بود، خطه ٔ شام هم بتصرف صلاح الدین درآمد و بعداً جزیره و دیاربکر را نیز از ید تصرف اتابکان موصل و دیگرملوک طوایف درآورد و قبل از این وقایع تورانشاه برادرزاده ٔ خود را به یمن فرستاده آنجا را تسخیر کرد و عدّه ای از اقوام و عشایر خویش را بسمت حکومت و امارت روانه ٔ دمشق، حلب، حما، حمص و دیگر بلاد نمود چون اهل صلیب بپاره ای از سواحل قدس و شام استیلا یافته بودند، وی بقصد ممانعت بکرات حمله و هجوم شدید آغاز کرد و شکست عظیمی بدانها داد. در آن زمان متعصبان صلیبی مانند بلای ناگهان از هر طرف فرنگستان بممالک مسلمانان هجوم آورده بودند ولی در سایه ٔ رشادت و شجاعت صلاح الدین آن آفت از مسلمانان رفع شد و چند تن از سلاطین وپرنسهای نامی ایشان اسیر این قهرمان گردیدند و صلاح الدین پس از ٢٢ سال حکومت به سال ٥٨٩ هَ . ق . در ٥٧ سالگی درگذشت . او مردی جسور، شجاع، عادل، کریم، رئوف، دانا بعلوم زمان و حتی علم طب ّ بود و فضایل وی را اروپائیان هم انکار نمیکنند و الفضل ما شهدت به الاعداء. جنگهای صلیبی وسیله ٔ ترقی و تمدن اروپائیان شد و در اثر مشاهده ٔ آثار عمران و آبادی در ممالک اسلامی در عهد صلاح الدین از خواب غفلت بیدار شدند و بسامان دادن کارهای خود پرداختند. (قاموس الاعلام ترکی ). رجوع به ایوبیان و رجوع به حبیب السیر و دستورالوزرا شود.
صلاح الدین . [ ص َ حُدْ دی ] (اِخ ) حاجی صالح از ممالیک بحری از ٧٨٣ تا ٧٨٤ و با لقب مظفر از ٧٩١ تا ٧٩٢ هَ . ق . (ترجمه ٔ تاریخ طبقات سلاطین اسلام ص ٧٢).