صق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صق . [ ص َق ق ] (ع مص ) بانگ کردن آفتاب پرست . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) میخی که در جای سخت به کره و زور کوفته شود. (منتهی الارب ). ◄ در اصطلاح تجوید علامت خاصه است برای وقف، اما بشرط وصل قبل .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صق . [ ص َق ق ] (ع مص ) بانگ کردن آفتاب پرست . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) میخی که در جای سخت به کره و زور کوفته شود. (منتهی الارب ). ◄ در اصطلاح تجوید علامت خاصه است برای وقف، اما بشرط وصل قبل .