صقلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صقلب . [ ص َ ل َ ] (اِخ ) موضعی است به صقلیة. (معجم البلدان ).
صقلب . [ ص َ ل َ ] (اِخ ) شهری است به اندلس از اعمال شنسترین و زمین آن پاکیزه و حاصلخیز است و در آن چشمه های جاری است . (معجم البلدان ).
صقلب . [ ص َ ل َ ] (اِخ ) رجوع به صقلاب شود.