صفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(صَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - بانگ و فریاد.<BR>۲- سوت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(صَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - بانگ و فریاد. ۲- سوت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفیر. [ ص َ] (اِخ ) نام وی شمشاد و از مردم قم است . از اوست : دلم را باز ده پیش تو بیکارست می دانم ترا زین جنس بیمقدار بسیارست می دانم . دور نئی که تا کنم شکوه ز درددوریت آه که میکشد مرا هجر تو در حضور تو. (آتشکده ٔ آذرذیل شعرای قم ) (قاموس الاعلام ترکی ).
صفیر. [ ص َ ] (عبری، اِ) علامت استهزا و ریشخند است . (حزقیال ٢٧:٣٦، کتاب میکاه ٦:١٦) (قاموس کتاب مقدس ). ◄ علامت ندا نمودن و خواندن است . (اشعیا ٥:٢٦ و ٧:١٨، زکریا١٠:٨) (قاموس کتاب مقدس ). ◄ یکی از الفاظی است که افاده ٔ تحقیر نماید. (ایوب ٢٧:٢٣، اول پادشاهان ٩:٨، ارمیا ١٩:٨، حزقیال ٢٧:٣٦، میکاه ٦:١٦). و از برای وضع احضار نوکر نیز در مشرق زمین معمول و متداول است . (اشعیا ٥:٢٦، ٧:١٨، زکریا ١٠:٨) (قاموس کتاب مقدس ).
صفیر. [ ص َ ] (ع اِ) بانگ و فریاد مرغان یا عام است . (منتهی الارب ). آواز طائران و این معرب سبیل است . (غیاث اللغات ). سوت . هشتک . شاه فوت : بلبل بشاخ سرو برآرد همی صفیر ماغان به ابر نعره برآرند از آبگیر. منوچهری . درخت و مرغ شدند از پی تو باغ بباغ یکی گشاده نقاب و یکی کشنده صفیر. مسعودسعد. بلبلی را که سینه بخراشد از دم او صفیر نتوان یافت . خاقانی . صفیر صلصل و لحن چکاوک و ساری نفیرفاخته و نغمه ٔ هزارآوا. خاقانی . بلبل اینک صفیر مدح شنو گندنا سوی حقه باز فرست . خاقانی . گفت به دستور چه دم می زنند چیست صفیری که بهم می زنند. نظامی . صفیر مرغ و نوشانوش ساقی ز دلها برده اندوه فراقی . نظامی . شد صفیر باز جان در برج دین نعره های لااحب الافلین . مولوی . هم صفیر و خدعه ٔ مرغان توئی هم بلیس و ظلمت کفران توئی . مولوی . زآنکه صیاد آورد بانگ صفیر تا فریبد مرغ را آن مرغ پیر. مولوی . حیف باشد صفیربلبل را که زفیر خر ازدحام کند. سعدی . صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن . حافظ. من آن مرغم که هر شام و سحرگاه ز بام عرش می آید صفیرم . حافظ. ◄ سوت سوتک . (مجله ٔ موسیقی شماره ٔ٤ ص ٦٨). ◄ (مص ) آواز کردن مرغ . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ بانگ کردن . (منتهی الارب ). ◄ بانگ کردن خر را وخواندن او را بسوی آب تا بخورد. (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
آواز، آوا، بانگ، سوت، صوت، فریاد هتک
واژگان فارسی سره واژهدان
بانگ