صفی آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفی آباد. [ ص َ ] (اِخ ) دهی از بخش ابرقو شهرستان یزد. در ٢٥هزارگزی جنوب باختری ابرقو و ٢٥٠٠گزی جنوب راه صدیق آباد به ابرقو. جلگه . معتدل . مالاریائی . دارای ٢٢٣ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، پنبه، تره بار. شغل اهالی زراعت . صنایع دستی زنان قالی بافی است . راه فرعی دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
صفی آباد. [ ص َ ] (اِخ ) دهی از دهستان برزاوند شهرستان اردستان . در ٥٥هزارگزی شمال شوسه ٔ کوهپایه به اصفهان . کوهستانی . معتدل . دارای ١١٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، کتیرا. شغل اهالی زراعت . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
صفی آباد. [ ص َ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).