صفاکاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفاکاری . [ ص َ ] (حامص مرکب ) صفا دادن . جلا دادن . زدودن از : هست هر آینه را صیقل دیگر صائب جز به خاکستر تن نیست صفاکاری دل . صائب (از آنندراج ). رجوع به صفا دادن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفاکاری . [ ص َ ] (حامص مرکب ) صفا دادن . جلا دادن . زدودن از : هست هر آینه را صیقل دیگر صائب جز به خاکستر تن نیست صفاکاری دل . صائب (از آنندراج ). رجوع به صفا دادن شود.