صفاوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفاوت . [ ص ُ وَ ] (ع اِمص ) فعالة است از صفو. ضد کدر. (معجم البلدان ) : دل تو با صفاوت عقل است تن تو در لطافت جانست . مسعودسعد. مستمعی گفت هان صفاوت بغداد چند صفت پرسی از صفای صفاهان . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفاوت . [ ص ُ وَ ] (ع اِمص ) فعالة است از صفو. ضد کدر. (معجم البلدان ) : دل تو با صفاوت عقل است تن تو در لطافت جانست . مسعودسعد. مستمعی گفت هان صفاوت بغداد چند صفت پرسی از صفای صفاهان . خاقانی .