صفا داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفا داشتن . [ص َ ت َ] (مص مرکب ) مهربانی داشتن . اخلاص داشتن . صمیمی بودن : چرا با دل من صفایی ندارد اگر درد امشب بلایی ندارد. صائب (از آنندراج ). ◄ جلا داشتن . شفاف بودن . روشنی داشتن : شوم گر خاک ره درگرد من رو می توان دیدن ز بس آب و گلم بر یاد رخساری صفا دارد. ملاقاسم معتمدی (از آنندراج ).