صفا داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)<BR>۱- پاک و بی غش بودن.<BR>۲- زنده دل بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. تَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ۱- پاک و بی غش بودن. ۲- زنده دل بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صفا داشتن . [ص َ ت َ] (مص مرکب ) مهربانی داشتن . اخلاص داشتن . صمیمی بودن : چرا با دل من صفایی ندارد اگر درد امشب بلایی ندارد. صائب (از آنندراج ). ◄ جلا داشتن . شفاف بودن . روشنی داشتن : شوم گر خاک ره درگرد من رو می توان دیدن ز بس آب و گلم بر یاد رخساری صفا دارد. ملاقاسم معتمدی (از آنندراج ).